تبليغاتX
آزاده نامداری

آزاده نامداری

وبلاگی برای طرفداران و منتقدان اجرا
سلام


امروز یه خبری خوندم که می خوام به شما اطلاع بدم :

ساعت به وقت تهران »برنامه ای جدید از گروه طرح و توليد حوزه اقيانوسيه شبكه جهاني صداي آشنا 

اطلاع‌رساني، رويكرد كلي برنامه "ساعت به وقت تهران" است. اخباري كه در اين برنامه به اطلاع‌ شنوندگان مي‌رسد، جنبه داخلي اما برد بين‌المللي دارد.
اخبار مربوط به اطلاعات پرواز در بخش "پرواز به وقت تهران"
پيش‌بيني وضع هواي شهرهاي مهم دنيا در بخش "آسمان تهران"
وضعيت ترافيك خيابان‌هاي اصلي شهرهاي مهم دنيا در بخش ترافيك جهان به وقت تهران"
گفت‌وگوي رانندگان تاكسي با مسافران در مسير فرودگاه تا مقصد در بخش تهران تاكسي
ارايه يك پيشنهاد براي ديدن فيلم، خواندن كتاب، گوش‌دادن به موسيقي و ... در بخش "پيشنهاد به سبك تهران"
و بررسي حد و حدود واقعي بودن آگهي‌هاي تجاري در شبكه‌هاي مختلف دنيا، از قسمت‌هاي متنوع برنامه است.پروانه عبدالهي سردبير، زهرا تقي‌ملا و آزاده نامداري گويندگان وعباس پيري تهيه‌كننده برنامه "به وقت تهران" هستند
اين برنامه هرروز ساعت 30/13 به وقت تهران برابر با ساعت 00/9 به وقت گرينويچ از شبكه جهاني صداي آشنا پخش مي‌شود.

 

و یک مصاحبه :

نامداري :هيچ چيز مثل فرهنگ يك كشور با ارزش نيست

زنان به عنوان نيمي از جمعيت فعال كشور داراي نقش روزافزون و فزاينده‌اي در فعاليت‌هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي هستند و نقش تعيين‌كننده‌اي در بهبود و ارتقاي رشد و توسعه اقتصادي ايفا مي‌كنند. از طرف ديگر، ارتقاي نقش زنان در فعاليت‌هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي منجر به دستيابي به فرصت‌هاي بيشتر براي رشد و توسعه اقتصادي مي‌شود.
در اين شماره به سراغ يكي از همين زنان فعال كشور رفته‌ايم و با وي گفتگويي انجام داده‌ايم. آزاده نامداري، يكي از مجريان تواناي تلويزيون است كه با وجود سن كم، توانسته به موفقيت‌هاي چشمگيري دست يابد. يكي از اين موقعيت‌ها اجرا در برنامه تازه‌هاست.
گفتگوي ما را با اين مجري موفق بخوانيد تا بدانيد كه وي چطور و چگونه توانست مجري موفق تلويزيون شود.

 ابتدا خودتان را معرفي كنيد؟
نامداري: من آزاده نامداري متولد آذرماه سال 1363 و فرزند اول خانواده‌ام كارشناس مديريت صنعتي را گذرانده‌ام مجري برنامه «تازه‌ها» هستم كه هر روز ظهر از برنامه سيماي خانواده شبكه اول پخش مي‌شود.

كارتان را از كي و از كجا شروع كرديد؟
نامداري: ابتدا در صدا و سيماي مركز كرمانشاه فعاليت مي‌كردم ولي اولين برنامه زنده‌اي كه كار كردم خط مستقيم بود كه براي گروه معارف شبكه پنج پخش شد؛ پس از آن به گروه خانواده آمدم و در كنار آن هرازگاهي با شبكه جام‌جم نيز همكاري داشتم.

چه‌طور شد كه كار مجري‌گري در تلويزيون را انتخاب كرديد؟
نامداري: هميشه انتخاب كردن آنقدر كه ما فكر مي‌كنيم درست و حساب شده اتفاق نمي‌افتد. من هميشه از بچگي علاقه‌مند بودم كار هنري انجام دهم. از طرفي ديگر معتقدم روحيات آدم‌هاي مختلف نيز تعيين مي‌كند كه در چه فضايي كار كنند من زماني كه در مدرسه هم بودم سعي مي‌كردم براي خودم برنامه اجرا كنم البته نه با اين علم كه روزي بخواهم مجري شوم فقط به خاطر اين كه آن موقع اين كار را دوست داشتم؛ بعد هم فرصتي پيش آمد كه در تستي شركت كنم كه قبول شدم و مسير زندگي‌ام به اين سمت كشيده شد.

 چرا كار شما با رشته تحصيلي كه گذرانده‌ايد سنخيتي ندارد؟
نامداري: البته هيچ جاي زندگي من با ديگر جاها سنخيتي ندارد؛ مديريت صنعتي رشته‌اي است كه با حساب و كتاب و عدد و رقم سر و كار دارد من خيلي اهل حساب و كتاب نيستم ولي مديريت چيزهاي زيادي به آدم ياد مي‌دهد و آن هم مديريت در زندگي است. البته من هيچ‌وقت دانشجوي خوبي نبودم چون هميشه درگير كار هستم اما در مورد بخش‌هايي كه به زندگي خودم مربوط مي‌شد خيلي چيزها ياد گرفتم.

خانواده چقدر در موفقيت شما نقش داشته‌اند؟
نامداري: خيلي، من فكر مي‌كنم انسان به هر جايي كه مي‌رسد صددرصد خانواده در آن نقش داشته است. بنابراين هر كس وظيفه دارد از زحمت‌هاي پدر و مادرش تشكر كند. زماني كه من كوچك بودم در خانه براي خود برنامه اجرا مي‌كردم، پدرم هم از من فيلمبرداري مي‌كرد و به من اعتماد به نفس مي‌داد من تا به حال يادم نمي‌آيد كاري كرده باشم كه خانواده‌ام توي ذوقم زده باشند.

 
آيا ازدواج كرده‌ايد و اگر نه معيارتان براي انتخاب همسر آينده‌تان چيست؟
نامداري: من ازدواج نكرده‌ام. فكر مي‌كنم اين تصميم‌گيري به نوع شخصيت آدم‌ها بستگي دارد. يك سري آدم‌ها هستند كه منطقي و با حساب و كتاب كار مي‌كنند و يك سري آدم‌ها هم خيلي حسي كار مي‌كنند، من از آن قشر آدم‌ها هستم كه به صورت حسي كار كرده و اهل دو دو تا چهار تا و چرتكه انداختن نيستم. فكر مي‌كنم براي زندگي خوب از همه‌چيز مهم‌تر داشتن رابطه عاطفي خيلي خوب است.

 چقدر در كار اجرا از معلومات خودتان استفاده مي‌كنيد؟
نامداري: صددرصد؛ يك مجري بايد آنقدر اطلاعات داشته باشد كه  اگر مشكلي در اجراي برنامه به وجود مي‌آيد از عهده برنامه برآيد به خصوص برنامه زنده و روتين. با وجود آن كه تمامي چيزها مشخص و شسته و رفته و از قبل مشخص است اما هميشه باز هم اتفاقاتي مي‌افتد كه آدم مجبور مي‌شود همان موقع به كار تسلط و مديريت داشته باشد مثلا وقتي در يك موقعيت مي‌بينيم كه ارتباط‌‌مان با بيننده‌ها برقرار نيست بايد از داشته‌هاي خود استفاده كنيم البته اين كار بسيار سخت اما لذت‌بخش است.

 برنامه تازه‌ها چه هدفي را دنبال مي‌كند؟
نامداري:  برنامه تازه‌ها يكي از مفيدترين برنامه‌هاي تلويزيون است به دليل آن كه ما در اين برنامه سعي مي‌كنيم وقتي از بيننده تلف نشود؛ اگر بيننده وقت بگذارد و برنامه ما را نگاه كند خيلي چيزها دستگيرش مي‌شود. من شخصا معتقدم هيچ برنامه‌اي بيشتر از بيست دقيقه يا نيم ساعت نمي‌تواند برنامه جذابي شود چون حوصله مخاطب را سر مي‌برد. برنامه ما زمان كوتاهي دارد؛ ما در همان زمان بيش از پنج الي شش برنامه مختلف داريم حتي براي ثانيه‌ها و دقيقه‌ها هم برنامه‌ريزي كرده‌ايم؛ به نظر من اين ويژگي يك برنامه مفيد است  و ما سعي مي‌كنيم هدف‌مان اين باشد كه سطح فرهنگي مردم بالا برود؛ مثلا در مناسبت‌هاي خاص بزرگان هر عرصه را به مردم معرفي مي‌كنيم.

اين برنامه چقدر توانسته موفق باشد؟
نامداري: اگر توجه داشته باشيد در بين برنامه‌هاي تلويزيوني كم‌تر برنامه‌اي مي‌تواند عمر طولاني داشته باشد. ما كارمان را از آذرماه سال 1384 شروع كرديم اما تا به حال تلفني يا نامه‌اي مبني بر اين كه اين برنامه تكراري است نداشتيم چون تمامي اطلاعات‌ مربوط به همان روز است  و كسي را خسته نمي‌كند همان‌طور كه خبر هيچ‌وقت تكراري نمي‌شود بنابراين من فكر مي‌كنم اين برنامه هم جديد است و هم انرژي دارد. يكي از نكته‌هاي مهمي كه سعي كرديم بعد از عيد در برنامه ايجاد كنيم اين است كه به ديد بصري مردم اهميت دهيم. مردم ما به شدت به دكور علاقمندند به خاطر همين ما هر هفته رنگ‌ها، گلدان‌ها و تصوير‌‌هاي پشت برنامه را عوض مي‌كنيم. 

 آيا عامل موفقيت اين برنامه آن نيست كه در برنامه سيماي خانواده پخش مي‌شود؟
نامداري: صد در صد مي‌تواند همين باشد. سيماي خانواده يك برنامه خيلي قديمي است و اعتماد مردم را خوب جلب كرده است اما من معتقدم سيماي خانواده پس از سال‌ها پخش احتياج به يك انرژي جديد و نوآوري داشت و اين انرژي جديد با برنامه تازه‌ها به سيماي خانواده تزريق شد.

 چرا فقط در اين برنامه به اجرا مي‌پردازيد؟
نامداري: به دليل آن كه در شبكه‌ها محدوديت داريم و هر مجري مي‌تواند فقط در يك شبكه مشغول باشد. من اگر بخواهم در شبكه يك هم پيشنهاد برنامه‌اي را قبول كنم بايد مراقب باشم با نامداري برنامه تازه‌ها متفاوت باشم.

 اگر مجري تلويزيون نمي‌شديد دوست داشتيد چه هنر يا شغلي را ادامه بدهيد؟
نامداري: كارگرداني سينما را خيلي دوست دارم و به فكر آن هستم كه اين كار را پيگري كنم ولي اين كار به زمان، پختگي  و كسب تجربه احتياج دارد؛ اگر مجري نمي‌شدم به دانشكده هنر مي‌رفتم و سيما و تئاتر را ادامه مي‌دادم.

 به كساني كه مي‌خواهند مجري شوند چه توصيه‌هايي داريد؟
نامداري: اول اين كه آن افراد بايد فكر كنند هدف‌شان از مجري شدن چيست؛ زماني فقط دوست داري مجري شوي چون يك تصور ظاهري از آن داري همه ما طوري هستيم كه اگر چيزي از دور برايمان جذاب باشد وقتي به آن مي‌رسيم جذابيت آن برايمان از بين مي‌رود؛ اين يك حقيقت است به نظر من همه‌چيز از دور چشمك مي‌زند ولي در عمق آن مشكلاتي وجود دارد. اين افراد بايد اول مشكلات كار مجري‌گري را بدانند و ببينند اصلا به اين كار علاقه دارند يا نه. دوم اين كه توانايي اين كار را نيز بايد داشته باشند.

 و حرف پاياني...
نامداري: يك وقت‌هايي هست كه مي‌ترسيم به تقويم نگاه كنيم، يك وقت‌هايي است كه دلمان نمي‌آيد به تقويم نگاه كنيم و يك وقت‌هايي هست كه اصلا يادمان مي‌رود تقويم را ورق بزنيم اما ما چه بخواهيم چه نخواهيم روزهاي عمرمان مي‌گذرد؛ مهم اين است كه چقدر از اين روزها استفاده كنيم من اميدوارم تمامي خانواده‌هاي ايراني شاد باشند.
در پايان از شما تشكر مي‌كنم زيرا مجله شما هم مثل اكثر برنامه‌هاي تلويزيوني دغدغه فرهنگي دارد اصولا تمامي آدم‌هايي كه دغدغه فرهنگي دارند آدم‌هاي محترمي هستند، چون هيچ چيز مثل فرهنگ يك مملكت باارزش نيست ضمنا از مدير برنامه گروه خانواده كه در حال حاضر مدير گروه اجتماعي شد‌ه‌اند  تشكر ويژه دارم چون ايشان دوست ندارند اسمشان برده شود من هم اسم ايشان را نمي‌برم.
 همچنين از تهيه‌كننده خوبمان خانم الهه بهبودي، از تيم تازه‌ها خانم فهيمه تميمي و آقاي محمد عشري تشكر مي‌كنم، از همكاران گروه گزارش و همچنين از خانم سحر رضوي كه قبل از عيد تهيه‌كننده برنامه بودند نيز سپاسگزارم.

منبع : سایت خانواده سبز

دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۷


+نوشته شده در سه شنبه 29 مرداد1387ساعت14:37توسط یاس |
سلام
دوستی به اسم نیلوفر از اینکه چرا میزان تحرک و شور و نشاط و هیجان مجریان خانم کمتر از آقایونه صحبت کرده بودن من هم خواستم اینجا نظر خودم رو بیان کنم .

این تفاوتی که اجرای آقایون با خانوما داره یه تفاوت لازم و ضروریه برای اینکه خانم ها باید با متانت بیشتری برنامه رو اجرا کنن . من که اصلا انتظار ندارم یک مجری خانومی رو در تلوزیون ببینم که مثل آقای حسینی یا آقای رفیعی رفتار کنه و بالا و پایین بپره . این رفتارها برای آقایون جذاب و انرژی دهندس در صورتی که خانوم هارو جلف و خودنما و جلوه گر نشون می ده . درسته که باید با نشاط و انرژی برنامه رو اجرا کنن اما رفتارشون با رفتار آقایون باید متفاوت باشه . ولی در مورد کل کل کردن یا حرکت داشتن در فضای استدویو من هم موافقم مثلا اینکه خانم نامداری همیشه روی یه صندلی بشینه و برنامه اجرا کنه زیاد جالب نیست . در مورد خانم ژیلا صادقی باید بگم که از بین همه ی مجریای خانم ، در فضای استدیو تحرک بیشتری دارن و هم طرز صحبت کردنشون و نشاط و انرژی که به مخاطب انتقال می دن کمتر از مجریای مرد نیست .
به نظر من خانم ها همون آزادی بیانی رو دارن که آقایون دارن اما از تریبونی که در اختیار دارن به درستی استفاده نمی کنن .
نیلوفر جان خوب شد به اصطلاح (( چه جالب ! )) که خانم نامداری قبلا خیلی به کار می بردن اشاره کردی . خانم نامداری هم بعد از خوندن خبراشون و هم در خیلی موارد بعد از صحبتای مهمان برنامشون این جمله رو می گفتن. به نظر من ایشون به جای گفتن این جمله ی بی اهمیت ، میتونستن صحبتای مفیدی داشته باشن و هم چنین موقعیت کل کل کردن با مهمان برنامه رو پیش بیارن اما با گفتن این اصطلاح ، نشون می دادن که می خوان زودتر قضیه رو خاتمه بدن .
حالا یه مثال می زنم در مورد مجری خانمی که نسبتا خوب اجرا می کرد و حرفهایی که میزد از آزادی بیان ایشون حکایت می کرد خانم آقاجانیان که مدتی مجری برنامه ی تهران بیست شبکه تهران بودن ایشون گاهی حتی در مورد موضوعاتی حرف می زدن که شاید خطرناک به نظر برسه و بعضی مجریها از گفتنشون اجتناب کنن ولی ایشون راحت مطرح می کردن مثلا در مورد خدماتی که دولت باید انجام می داده اما انجام نداده و راجع به موضوعاتی از این قبیل حرف های خوبی می زدن و در اکثر موارد صحبتای مفیدی با مهمانان برنامشون داشتن
در مورد تحرک و هیجان برای خانم ها باید بگم که موافق هستم اما نه به اندازه ی آقایون .
در کل به نظر من این خود مجریان خانم هستن که قدر موقعیتشون رو نمی دونن وگرنه اونها هم می تونن مثل یک مرد در مقام مجری، از محبوبیت برخوردار باشن

+نوشته شده در سه شنبه 15 مرداد1387ساعت15:0توسط یاس |
سلام
خانم نامداری امیدوارم از پست قبل من ناراحت نشده باشی . به هر حال کسایی که این جور حرفه ها رو برای خودشون انتخاب می کنن باید از انتقادهای مردم هم استقبال کنند و کارشون رو اصلاح کنند چون برای مخاطبانی فعالیت می کنند که صریح و رک حرف دلشونو می زنن و از عوامل رادیو و تلوزیون کشورشون توقعاتی دارند .
این بار خیلی زود اومدم وبلاگمو به روز کنم که اگه ناراحتی ای هم پیش اومده از دلت در بیارم و بگم که ناراحتی درباره ی این موضوع بی مورده امیدوارم انتقاد پذیر باشی خانومی . اگر دلم نمی خواست تو کارت پیشرفت کنی که هیچ وقت ازت انتقاد نمی کردم عزیزم همواره موفقیتتو از خدا خواستارم

اینم یه عکس :

+نوشته شده در دوشنبه 31 تیر1387ساعت9:54توسط یاس |
با تواَم ای لنگر تسکین ، ای تکان های دل ، ای آرامش ساحل ، با تواَم ای نور ، ای منشور ، ای کبود ارغوانی ، ای بنفش آبی ، با تواَم ای شور ، ای دل شوره ی شیرین ، با تواَم ای غم ، غم مبهم ، هر چه هستی باش اما کاش .... نه ! جز اینم آرزویی نیست ، هر چه هستی باش اما باش .

به نام آرامش دهنده ی قلبم

سلام دوستان
وفات حضرت زینب (س) را تسلیت می گم
امیدوارم از روزها و شبهای ماه مبارک رجب به بهترین شکل استفاده کنید . منم دارم سعی خودمو می کنم که استفاده کنم ان شالله که خدا قبول کنه
آزاده خانم نامداری صحبتی باهات داشتم . یه مدتیه که به خاطر موضوعی ازت ناراحتم . دلیل ناراحتیمو از طریق اون دو تا اس ام اسی که فرستادم می تونی متوجه بشی امیدوارم اون اس ام اسا به دستت رسیده باشه . ببین عزیزم خدای بزرگ با فضل بی نهایتش لطفی بهت کرده و تونستی جایگاهی در تلوزیون پیدا کنی . تو اگر می خوای شکر گذار خدا باشی به خاطر این لطفش باید از جایگاهت درست استفاده کنی ، هر روز تلاش زیادی برای پیشرفت اجرات بکنی .
چهار روز پیش اون قدر ناراحت شدم که دلم می خواست تمام تعریفایی که ازت کردمو پس بگیرم ! دلم می خواست بیام و این وبلاگی که برات ساختمو حذف کنم ! دلم می خواست تلفنو بردارمو همه ی حرفایی که تو قلبم می گذشتو با صدای بلند به گوش همکارات برسونم که به گوشت برسونن ! دلم می خواست تازه ها رو برای همیشه فراموش کنم ! دلم می خواست نگاهمو نسبت بهت تغییر بدم !

اما هیچ کدوم از این کارایی که دلم می خواست !!! رو انجام ندادم .

اون لحظه حتی دلم می خواست که نه تنها دیگه مجریه برنامه ی تازه ها نباشی بلکه دیگه توی هیچ برنامه ای نبینمت ! ببخش که اینقدر رک حرفامو می زنم .

وقتی یه کم آروم گرفتم فکر کردم این حالت برای همه ی ما آدما پیش میاد که بعضی وقتا تحت تاثیر جو قرار می گیریم .

همون لحظه که عصبی شده بودم با اس ام اس آن لاینتون ناراحتیمو ابراز کردماما به زودی یه تماس تلفنی هم خواهم داشت و حرف دلمو خواهم گفت و همکارانت حتما به گوشت خواهند رسوند . منتظر باش آزاده جان ...
من از صمیم قلب دوست دارم پیشرفت تو رو در اجرات ببینم . دعا می کنم که هیچ وقت خودت و جایگاهی که درش هستی رو فراموش نکنی و برای اجرای بهتر روز به روز تلاش افزون تری داشته باشی

+نوشته شده در جمعه 28 تیر1387ساعت10:40توسط یاس |
منت خدای را عز و جل ، که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت ، هر نفسی که فرو می رود مُمِد حیات است و چون بر می آید مُفرح ذات . پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب .

سلام

این متنی که اول پست نوشتم از گلستان سعدی انتخاب کردم و نوشتنش هم بی دلیل نیست . شما دوستان عزیز می دونید که ادبیات ما ادبیات غنی و پرباریه و خوندن آثار بزرگان ادبی لذت بخشه .

راستش من زیاد اهل ادبیات و مطالعه ی اشعار و کتاب های ادبی نبودم ولی حدود دو سه سالیه که طرفدار شدم و تصمیم گرفتم خیلی مطالعم رو در این زمینه افزایش بدم و حتی برای بچه هامم از سنین خیلی کم این اشعار رو بخونم تا گوششون آشنا بشه .
آزاده نامداری یه مدتی در برنامه ی تازه ها گیر داده بود به شعر های سهراب سپهری و یه مدت هم به اشعار حافظ و سعدی . مطمئناً خیلیا شیفته ی کلام پر معنی و گوش نواز شاعران بزرگ ایران هستند . البته تنها خوندنشون کافی نیست بلکه تلاش بیشتر برای درک مفهوم این اشعار هم لازمه 
یک بار در تازه ها آزاده خانم با یک مهمان تلفنی گفت و گو می کرد راجع به سعدی ، مهمان برنامشون گفت استاد شهریار در مورد فلان شعر سعدی شعری سروده ، بعد از گفتن این جمله آزاده شروع کرد به خوندن همون شعر استاد شهریار ! البته مصرع اولش رو خوند و مهمان برنامه میون حرفش پرید و تحسین کرد و گفت : مثه اینکه جوونا هم دنبال این چیزا هستن

دو سه تا متن و شعر براتون می نویسم و مرخص می شم

* درویشی به مناجات در می گفت : یا رب بر بدان رحمت کن که بر نیکان خود رحمت کرده ای .


* در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم    بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
به وقت صبح قیامت که سر ز خاک بر آرم    به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم
به مجمعی که در آیند شاهدان دو عالم    نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم
به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم    ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم
حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم    جمال حور نجویم ، دوان به سوی تو باشم

از اینم خیلی خوشم میاد :

* گِلی خوشبوی در حمام روزی    رسید از دست محبوبی( یا مخدومی ) به دستم
بدو گفتم که مشکی یا عبیری            که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا من گِلی ناچیز بودم                 ولیکن مدتی با گُل نشستم
کمال همنشین در من اثر کرد           وگرنه من همان خاکم که هستم

و ........


امیدوارم به ادبیات بیشتر رو بیاریم و این اشعار پر معنی رو بیشتر بخونیم و بفهمیم .

+نوشته شده در شنبه 22 تیر1387ساعت1:3توسط یاس |
من می شنوم رنگ صدا را آبی
آهنگ تر ترانه ها را آبی
در موج بنفش عطر گل میبینم
موسیقی لبخند خدا را آبی


سلام

خوشحالم که پست قبلی مورد توجه برخی دوستان واقع شد .

خانم نامداری معلومه همدان کلی بهتون خوش گذشته ها ان شالله جشنواره ی کودک و نوجوان بعدی من هم در خدمت جشنواره خواهم بود .

دوستان ، من از بچگی اجرای اکثر مجریا رو تماشا می کردم و راجع بهشون نظر می دادمهمین آزاده نامداری اون موقعایی که چهره ی شناخته شده ای نبود ، من تمام برنامه هاشو با دقت نگاه می کردم و نظرم رو از طریق سیمای خانواده باهاش در میون می ذاشتم شاید خانم نامداری دو سه سالیه که مورد توجه خیلیا واقع شده ، اما من حتی برنامه ی خط مستقیم رو که چند سال پیش پخش می کرد (قبل از ورودش به سیمای خانواده) بعضی وقتا می دیدم و امروز هم یه عکسی براتون می زارم که مال حدود چهار یا پنج سال پیشه

                                                  

+نوشته شده در یکشنبه 9 تیر1387ساعت11:44توسط یاس |
بسم الله الرحمن الرحیم


قبل از اینکه برم سر اصل مطلبم از دوستانی که در مورد شایعات و برخی مسائل کاملا شخصی خانم نامداری از من جواب می خوان در خواست می کنم که لطفا این جور بحثا رو اینجا بیان نکنین چون اصلا به من مربوط نیست و خودمم دیگه دلم نمی خواد راجع بهش حرفی بزنم . جالب اینجاست که برخی دوستان به من گفتن معلومه جواب قانع کننده ای نداری ... آخه دوست محترم به من چه مربوطه که بخوام جواب قانع کننده ای برای شما جور کنم .متفکر اگه واقعا با ایشون مشکل دارین مشکلتونو با خودشون در میون بگذارین . من حرفای خودمو راجع به این موضوع توی پست قبل نوشتم و بیش از این حد به خودم اجازه نمی دم در این مورد چیزی بنویسم . به اندازه ی کافی توضیحات خودم رو بیان کردم و راجع به این گونه موارد دیگه جوابگو نخواهم بود .

*************************************************************

درسته این وب رو به اسم خانم نامداری نام گذاری کردم اما به جز ایشون در مورد موضوعات دیگه هم اینجا مینویسم ، همونطور که زیر تصویر وبلاگم هم گفتم .

مثل امروز که می خوام یکی از درد دلامو اینجا بازگو کنم . موضوعی که در مورد دختر خانوما ، تبدیل به معضل شده . منظورم بعضی دختر خانومایی هستن که از نظر جنبه در سطح پایینی قرار دارن ، همونایی که تا یه پسر به عنوان مجری یا بازیگر در عرصه ی تلوزیون و سینما ظاهر میشه دست و پاشونو گم می کنن و مثلا عاشق میشن و شبا خواب پسره رو می بینن و همیشه آرزو می کنن ای کاش بهش برسن و فکرشون رو مشغول افکار افتضاحی می کنن که تاسف بر انگیزهافسوسشاید شما عشق کذب رو تجربه کرده باشین ، نمی دونم ولی من تجربش کردم . یه جور عشق مسخره و بی هدف البته نباید اسمشو گذاشت عشق یا حداقل باید صفت کذب رو هم بعدش بذاریم تا معنی عشق واقعی زیر سوال نره . البته من خیلی وقته که با این عشق دروغی رابطه ای ندارم . الان فقط یه عشق دارم که اون هم عشق خداست و اگر روزی به یه عشق زمینی برسم دلم می خواد زندگیم و عشقم فقط برای رضای اون عشق اصلی باشه .

خیلیا رو دیدم که به دروغ ادعای عاشقی می کنن ، یا مثلا توی همین وبلاگ ها حرفای مزخرف زیادی راجع به هوس هاشون خوندم .یه مدت اوج مهدی سلوکی بود دخترا براش چی کارا که نمی کردن ، بعدش عموپورنگ ، فرزاد حسنی ، بعدشم که با اومدن بازیگرایی مثه پوریا پورسرخ و حامد کمیلی و غیره خیلیا دل به این هنرمندان سپردن . تازگیا با اومدن آقای محسن افشانی که مجری و بازیگر خوبی می تونن باشن و خیلی با استعدادن دوباره این جور عشق و عاشقیای دروغی (یا بهتره بگم هوس بازی) شروع شد ، برنامه سلام بهار که تموم شد خیلی از قربون صدقه ها کاهش یافت اما حدس می زنم با شروع تابستون که دوباره آقای افشانی رو خواهیم دید مجددا این رفتارای ناعاقلانه اوج خواهد گرفت . نمی دونم چرا برخی دختر خانما فقط به چشم و ابروی طرف توجه می کنن و افکارشون به اینجور چیزای ظاهری خلاصه میشه ،یه حرفایی از بعضی دختر خانوما خوندم و شنیدم که  از گفتنشون خجالت می کشم ، یکی می گفت ای کاش فقط می تونستم برای یه بار دستشو می گرفتم ، اون یکی می گفت توی اون عکسه که لبشو غنچه کرده داره برای من بوس می فرسته ، یکی دیگه می گفت ای کاش می شد ............. واقعا که !!!
بیشتر این جور افکار و حرفای مملو از هوس ، در مورد دوستداران افراد مشهور اتفاق میوفته . من اصلا قصد ناراحت کردن شما دوستان خوبم رو ندارم و منظورم فقط اشخاصی هستن که هواداری و طرفداری کردن رو با چیزای دیگه اشتباه می گیرن . من طرفدار آقای فرضیایی هستم ، از نحوه ی اجرای آقای حسنی خوشم میاد ، به استعداد آقای افشانی شک ندارم و .... اما عاشق و گرفتار این اشخاص نیستم ، حتی آرزوی دیدن این اشخاص رو از نزدیک هم ندارم مگر اینکه شرایطش پیش بیاد که ببینمشون مثلا آقای داریوش فرضیایی رو دو بار دیدم . آدمای مشهور هم افرادی هستند مثه ما ، چه فرقی با هم داریم جز اینکه اونا شناخته شده هستن ، حتی از نظر روحی و معنوی ما می تونیم تلاشمون رو بکنیم که از اونا خیلی فراتر بریم. گاهی آدمایی رو می بینم که تا یه آدم مشهور میبینن اینقدر شلوغش می کنن که انگار چی شده ! یه بار یه نامه، فکر می کنم از طرف همین آدمای هوس باز به دست آقای حسنی رسیده بود البته از این جور نامه ها و حرفای به ظاهر عاشقانه برای ایشون خیلی پیش میاد ، اما اون روز حال آقای حسنی گرفته بود که چرا اینقدر یه دختر باید شان و منزلت خودشو فراموش کنه و به اون شدت مسحور یه پسر بشه ،ایشون جلوی دوربین راجع به همین موضوع خیلی صحبت کردن ، من دو تا جملشونو یادمه که آخر حرفاشون خطاب به اون دختره و امثال اون گفتن : خودتو بچسب ، ببین خودت کی هستی .
تازه خیلی از مجلات جیبشون به چشم و ابروی همین آدمای مشهور بستگی داره و دارن از چهره و شهرت اینجور آدما نون در میارن . به خصوص بعضی مجلات که دیگه تابلو شدن از بس که به چهره ی شخصی مثله آقای حسنی گیر دادن . اینا حرفایی بود که تو دلم مونده بود و حتما باید بهتون می گفتم چون ممکنه خیلیامون دچار اشتباه بشیم ، من به این نتیجه رسیدم که اگر از کسی خوشمون میاد به جای اینکه زود بخوایم ذهنمونو مشغول افکار نازیبا بکنیم بهتره ببینیم آیا اصلا صفات و اخلاق ها و رفتارهای اون شخص ارزش دوست داشتن داره ؟ فقط از روی ظاهر یا به عشق شهرت به کسی دل نبندیم .....

+نوشته شده در یکشنبه 26 خرداد1387ساعت18:13توسط یاس |
به نام خدای بلند مرتبه و مهربون

گاهی به جای خرمنی از یاس یک شاخه هم نشانه ی مهر است . گاهی از لای درز پنجره ها تابش خورشید هم نشانه ی خوبیست ، نشانه ی عشق است . قلب

سلام دوستان

حرفای این پستم به چند بخش تقسیم میشه که با ستاره ها حرفامو از هم تفکیک کردم

گاهی به شدت دل تنگ مکه و مدینه می شم . روز شهادت حضرت فاطمه (س) در برنامه ی تازه ها با خانم ادیبی که در مدینه ی منوره هستن تماس تلفنی بر قرار کردند . خوش به سعادتشون خیلی دلم هوای مدینه و مکه رو کرده انشالله خدا باز هم قسمتم بکنه و همین طور قسمت همه ی عاشقا قلب

من یه درخواستی از خانم نامداری دارم ، آزاده جان لطفا اینقدر درباره ی بخش یک راه حل ساده ی برنامتون توضیح نده فکر می کنم که همه متوجه این بخش شدن اگر سه چهار هفته ایست که فرصت نمیشه به این بخش بپردازید ، گفتن یه دلیل کوتاه کافیه دیگه توضیحات تکراری لازم نیست عزیزم

دوستان ، من چندین نظر تایید نشده دارم که تقریبا همه راجع به یک موضوع صحبت کردن . من اصلا نمی خوام شایعه پراکنی کنم به خاطر همین برای وبلاگم تایید گذاشتم و قصد صحبت راجع به موضوعاتی که موجب شایعه سازی میشه ندارم . این موضوعی که برخی دوستان بهش اشاره کردن یه مسئله ی شخصیه که مربوط به زندگی آزاده میشه و ربطی به من و شما نداره ، آخه من نمی دونم مثلا اینکه ایشون با فلانی ازدواج کنن چه گلی به سر من و شما زده میشه ، متفکربهتره به زندگی خودمون بپردازیم . وقتی کاملا از موضوعی مطمئن نیستین چه دلیلی داره که اینقدر راحت راجع بهش صحبت کنین برخی از دوستان فقط در حد پرسش و کنجکاوی این موضوع رو مطرح کردن ، ولی بعضیا از حد و حدود فراتر رفتن و پاشونو از گلیمشون دراز تر کردن من برای این دسته ی دوم متاسفم . باید بگم من از راست یا دروغ این قضیه بی خبرم . ازدواج یک اتفاق فرخنده ایه خوشمزهو پنهان نگه داشتن این موضوع دلیل منطقی نداره اگر ایشون ازدواج کنن خب از طریق مصاحبه هاشون و یا حتی ممکنه در برنامه ی سیمای خانواده از طریق تبریک مجریای دیگه و یا اقرار خود خانم نامداری در برنامه ی تازه ها متوجه بشین . بهتون پیشنهاد می کنم هر حرفی رو باور نکنین و حرفی رو که بهش اطمینان ندارین اصلا به زبون نیارین . از روی یک عکس که نمیشه چنین قضاوتی داشت دو همکار و دو دوست هم می تونن در کنار هم با رعایت شئونات بنشینن ... من به شایعات اهمیتی نمی دم . فقط آرزوی خوشبختی می کنم برای خانم نامداری و شما دوستان و هم چنین برای خودم

فیلم سینمایی (( اگر باران ببارد )) به کارگردانی سید روح الله حجازی رو دیدین ؟ مضمونش قشنگ بود ، توی بیشتر فیلمای ما ایرانیا عشق و عاشقیای تکراری فراوونه اما وقتی یه فیلم عاشقانه ساخته می شه که یه عشق خاص توشه خیلی به دل می شینه .
از اون دیالوگی که استاده می گه (( هفت دایره گل یاس نماد اقرار به عاشقیه )) قلب
 و اونجایی که مهتاب می گه (( گلها دستهای خواهش زمینند ... ببار ، این همه اشتیاق )) خوشم اومد ، یه رازی هم تو این فیلم بود ، مهتاب از رازی حرف می زد که وقتی اولین قطره ی بارون بچکه کف دستت آسمون تا چهل روز بهت نگاه می کنه
ماه رمضون پارسال تو برنامه تازه ها خانم راضیه بوباش قلب همسر شهید شایسته فر رو دعوت کرده بودن ، ماجرای زندگیشون تقریبا یه کمی فقط یه کمی شبیه ماجرای همین فیلمه بود البته زندگی خانم شهید شایسته فر خیلی خیلی جذاب تر و عاشقانه تر و زیباتره

حنانه خانم این هم جواب شما و سایر دوستانی که دوست دارن راجع به اون قسمت از برنامه ی تازه ها اطلاعاتی داشته باشن : 

خانم بوباش همسر یک جانباز بودن دقیق یادم نمیاد ولی فکر می کنم بعد از جانباز شدن شهید شایسته فر خانم بوباش باهاشون ازدواج کردن . ایشون کلی تو زندگیشون سختی کشیدن و با یه عشق پاک از شوهرشون مراقبت کردن این خانم فارغ التحصیل رشته ی پرستاری از دانشگاه شهید بهشتی هستن اما اصلا توی بیمارستان کار نکردن و این آموزشی رو که دیده بودن فقط صرف همسرشون کردن و با علم و دانش ، از شهید شایسته فر پرستاری می کردند خانم نامداری گفت ایشون نمونه ی بارز صبر هستن گفت ایشون بهترین انتخابها رو داشتن زندگی خانم بوباش از نگاه ظاهری ما خیلی سخته اما وقتی خودشون از زندگیشون تعریف می کنن اصلا به نظر نمیرسه که زندگیشون سخت بوده و نگاه قشنگی دارن . از راضیه خانم پرسید اگه برگردین به عقب باز هم این مسیر رو طی می کنین ؟ ایشون جواب دادن : یقینا ، بارها
آزاده عکس شهید شایسته فر رو نشون داد و گفت پشت این عکس شوهرشون نوشتن راضیه خانم راضین به رضای خدا و اسم خانم بوباش(راضیه)هم به جا انتخاب شده
خلاصه که خیلی عشق پاک و خالصی داشتن این جور زندگیا برای من خیلی جذابه . از عشقای مملو از هوس جوونای این روزگار حالم به هم می خوره ، نه اینکه بگم حتما زندگی ای مثل زندگی خانم شهید شایسته فر و زندگیایی از این قبیل عشقای پاکی توشه ... نه ، فقط کافیه اهداف و نگاهمون نسبت به عشق تغییر کنه.
همین فیلم ((اگر باران ببارد)) هم یه چیزی تو همین مایه ها بود ، دختره از استاد دانشگاش که یه جانباز بود و با ویلچر حرکت می کرد خواستگاری کرد . استاد دانشگاهه که فکر می کرد اون نمی تونه از عهده ی زندگی کردن با یه آدم جانباز بر بیاد جواب رد بهش داد اما دختره ول کن نبود . استاده رفتارایی از خودش نشون می داد تا مهتاب ازش دل بکنه اما موفق نشد . بعد از کلی بحث کردن بالاخره مهتاب به همراه خانوادش رفتن خواستگاری استاده و قرار شد یه صیغه براشون خونده بشه و یه مدت به طور امتحانی مهتاب بیاد خونه ی استاده و هم با کمک اعلی (یعنی همون استاد) به پایان نامش برسه و هم اینکه ببینن آیا از این مرد دل زده میشه یا نه . اعلی فکر می کرد که برای مهتاب زحمته اما مهتاب می گفت تو با این فکر یه عمر فکر خودتو خراب کردی اعلی بهش می گفت زندگی با من عشقو از یادت می بره اما مهتاب روز به روز عاشق تر شد آخرش بچه دار شدن ولی اعلی دیگه نبود که دخترشو ببینه ، ترکش توی سرش حرکت کرده بود و دچار مرگ مغزی شده بود ...

+نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد1387ساعت15:31توسط یاس |
بسم الله الرحمن الرحیم

این شعر امام خمینی ، روز رحلتشون در برنامه ی تازه ها خونده شد

از غم دوست در این میکده فریاد کشم
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
داد و بیداد که در مجلس ما رندی نیست
که برش شکفه برم داد ز بیداد کشم
شادیم داد غمم داد و جفا داد و وفا
باصفا منت آن را که به من داد کشم
عاشقم عاشق روی تو نه چیز دگری
بار هجران و وصالت به دل شاد کشم
در غمت ای گل شاداب من ای خسرو من
جور مجنون ببرم تیشه ی فرهاد کشم
مردم از زندگی بی تو که با من هستی
طرف سری است که باید بر استاد کشم
سالها می گذرد حادثه ها می آید
انتظار فرج از نیمه ی خرداد کشم

علاوه بر این شعر فوق العاده زیبا امروز حرفایی دارم که فکر می کنم براتون جالب باشه.

بهار سال پیش آقای حمید عاملی پدر قصه گوی ایران به برنامه ی تازه ها اومدن و گفت و گوی زیبایی با آزاده جان داشتن ، ولی ایشون حال خوبی نداشتن و با صدای گرفته صحبت می کردن و روی سرشون هم به خاطر بیماریشون مویی باقی نمونده بود .

ایشون پانزدهم یا شانزدهم دی ماه 1386 بود که به دیار باقی سفر کردند . چهارشنبه ی دو هفته پیش تولد ایشون بود که قرار بود در برنامه ی تازه ها تبریک گفته بشه آزاده ی عزیزم به یاد خاطره ی سال پیش افتاد و جای خالی آقای عاملی رو حس کرد و بغضش ترکید .

با این حال جلوی دوربین خیلی خودش رو کنترل کرد .


+نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت12:55توسط یاس |
پر کشیدن امام روح الله بر همه ی دوست دارانش تسلیت باد
بسم الله الرحمن الرحیم


سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع
دوش بر من ز سر مهر چون پروانه بسوخت


به یاد چشم های مهربان و نافذ او افتادم چشم های عجیب که خیلی جلوتر ها را می دید به راستی تاثیر نگاهش و سخنان محکم و پر قدرتش بیش از حد است ، حتی مرا که او را فقط از پشت شیشه ی تلوزیون دیده ام و صدایش را به واسطه ی امواج شنیده ام به شدت متاثر می کند نوزده سال از روز غریب پر کشیدن او گذشته . دوستش دارم به اندازه ی بزرگی روحش و در غم فقدانش قلبی دارم پر سوز و گداز

اون دو بیت شعری که اول پستم نوشتم واین قسمت که گفتم :
((چشم های عجیب که خیلی جلوتر ها را می دید))
قسمتی از متنیه که پارسال روز رحلت امام خمینی در برنامه ی تازه ها خونده شده بود و من خوشم اومد و امروز اینجا نوشتم


پرواز ملکوتی امام خمینی رو به شما دوستدارن این بزرگ مرد تسلیت می گم

+نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد1387ساعت0:0توسط یاس |
سلام دوستان

و یه سلام ویژه می گم به آزاده خانم نامداری

من امروز ایشون رو مطلع کردم که به این وب سر بزنن و در جمع ما حضور پیدا کنن . همین که اینجا بیان و حرفای مخاطبانشون رو بخونن و بتونن اجرای خودشون رو روز به روز بهتر کنن خیلی اتفاق خوبیه .دوستان ، من اینجا رو برای شایعه سازی و یا شایعه پراکنی ایجاد نکردم ، به همین خاطر مجبورم بعضی از نظرات رو تایید نکنم . این وبلاگ مکانیه برای جمع شدن کسانی که خانم نامداری رو میشناسن و ارائه ی نظرات (پیشنهادات و انتقادات سازنده) ما .ما اینجا در مورد موضوعات مختلفی صحبت خواهیم کرد که اجرا یکی از این موضوعاته و چون این وب رو برای آزاده نامداری ساختم ، به طور مخصوص به اجرای خانوم نامداری می پردازیم ، ما حق انجام دادن این کار رو داریم چون همه ی مجریان و برنامه سازان رادیو و تلوزیون دلشون به مخاطبانشون خوشه و برای ما فعالیت می کنند و این ماییم که با نظرات خودمون می تونیم سطح کیفی برنامه ها رو بالا ببریم .

من به روشنا جان وعده داده بودم که جواب سوالایی که پرسیده
بودنو بگم پرسیدن که :

1_ ممکنه عکسایی که از خانم نامداری دارینو اینجا قرار بدین؟

ج : من عکس های بسیاری از ایشون دارم اما متاسفانه به خاطر
 برخی مسایل نمی تونم تمامشون رو بزارم اما بعضیاشونو شاید بذارم
عزیزم .

2_ اگر ما انتقادی بکنیم خود خانم نامداری هم نظرات مارو می خونن ؟

ج : بله اول صحبتهام هم گفتم که امروز ایشون رو مطلع کردم
 
3_ خانم نامداری تحصیلاتشون در چه حد هست ؟

ایشون در مقطع کارشناسی مدیریت صنعتی تحصیل کردن
در دانشگاه شهید بهشتی

4_ به جز تازه ها توی چه برنامه هایی حضور داشتن ؟

در برنامه های آیین زندگی ، مجله تصویری فجر ، خط مستقیم ،

و من خوبم تو خوبی

اینم از پاسخ سوالات دوست خوبمون

من صفحه ی نظرات این پست رو غیر فعال کردم چون توی قسمت نظرات پست پایین ، در جواب برخی از کسانی که به اینجا تشریف آوردن حرف هایی زدم که فکر می کنم بد نیست بقیه ی دوستان هم بخونن . هم چنان منتظر حضور مهربان و همینطور منتقدانه ی شما هستم تصویر وبلاگ رو هم به مناسبت اینکه داریم به وفات امام خمینی(رض)نزدیک میشیم تغییر دادم .

 

+نوشته شده در شنبه 11 خرداد1387ساعت13:18توسط یاس |
نظر ارزشمند خود را راجع به خانم نامداری بنویسید
سلام

دوستان عزیز فعلا فقط اومدم بگم که نظرتون رو راجع به آزاده نامداری بنویسید من تقریبا اطلاعات خوبی دارم اگر سوالی در مورد ایشون داشتین بپرسین در صورت دانستن جواب سوالتون حتما پاسخگو خواهم بود

تا ....... خدانگهدار

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

می بینم که هنوز هیچی نشده بی احترامی کردن شروع شد توی وبلاگی که قبلا هم در مورد ایشون بود دیده بودم از قبیل همین مزخرفات رو به ایشون نسبت می دادن ...من انتقادها و تمام حرف های تند و تیز رو تایید می کنم اما بی احترامی ها رو خیر مجبورم کردین که تایید بزارم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روشنای عزیز پرسیده که :شما خودتون رو تو نظرات وبلاگهای مختلف آزاده معرفی کردین
اما اینجا اسمتون رو ننوشتین،اسم واقعیتون آزاده اس یا همینجوری این اسم رو برای خودتون انتخاب کردین ؟
نه روشناجان اسم اصلی من آزاده نیست ، عنوان وبلاگ رو azadehnamdari انتخاب کردم و با نام آزاده هم برای دوستان نظر گذاشتم .

از گل یاس خیلی خوشم میاد . ازین پس منو با نام یاس بشناسین 

+نوشته شده در چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت13:17توسط یاس |